برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
دخترکم اسم گل بهاری رو توو شناسنامه ش ثبت خواهد کرد حضورش برامون بهار میشه میدونم. فقط سه روز مونده تا به دنیا اومدنش از خدا میخوام عمری با عزت و طولانی داشته باشه دلی شاد و حضوری پررنگ و آرام بخش.
این سه روزم میگذره همه چی میگذره بزرگ میشن میرن دنبال زندگیشون فقط از خدا میخوام به من و پدرشون عمری طولانی بده که بچه هامون احساس غم و تنهایی نداشته باشن
برام دعا کنین خیلی نگرانم
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
دیروز قشنگ ترین برفه این چند سال بارید خونه ای که الان داخلش سکونت داریم از دو طرف به پارک مشرفه ویو خیلی خیلی قشنگی چهار فصل داره برف دیروز زیباترین جلوه طبیعت و میدیدم از هر صدم ثانیه ش لذت میبردم در حالی که به شدت مریضم اما دست بردار نبودم.یه لحظه توو رخت خواب بودم و یه لحظه پشت پنجره به معنی واقعی کیف کردم.
کم کم داریم به اخرای سال نزدیک میشیم و همه چی رو دور تنده
به امید روزای خوبی که منتظرشم
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی
روزها به سرعت میگذره صبح خیلی زود هم که بیدار میشم بازهم متوجه گذر زمان نمیشم اینترنت محدود شده و خیلی زیاد بی حوصله میشم.
هر روز با برنامه ریزی کامل به کارهام میرسم و دخملی نوبت عصر میره مدرسه و من چند ساعت برای خودم وقت دارم. از وقتی میره مدرسه بهتر درس میخونه همه چی عالیه فقط یه چیز برای زندگیم میخوام که از خدا میخوام بهم هدیه ش کنه
برچسب:
نویسنده: هلیا فراهانی