خرید بک لینک
دراز كشيدم روي تخت نسيم خنك ارديبهشت حالم و خوب ميكنه صداي پرستو ها مياد بوي گل توو هوا پيچيده ولي از كجا؟؟ خاصيت ارديبهشت همينه همه چيز نرم و لطيف و خوش عطر و بو. مطمعنم وقتي برگردم و اينجا رو بخونم از اين لحظه چيزي يادم نمياد نه خنكي نه عطري نه حتي حس و حالي.

صبح عصبي بودم ديشب ولي حالم خوب بود اين حس خوب انگار از اون ته ته هاي وجودم يه برقي ميزنه و خاموش ميشه. كنترل و پرت كردم و شكست عصبي شدم همه چي از جلو چشمم ميره. نميدونم چرا اين حال برگشته خسته شدم انگار. يه كم اشفتگي مساويه با چند روز بد حالي انگار تووي مغزم زخمي دارم كه دست زدن بهش حالم و بد ميكنه. كافيه كمي استرس بهم وارد شه روزها بهم ريخته و بدون تمركزم. همه ميگن لذت ببر ولي اونا نميدونن درونم چه خبره. كاش به دارو حساس نبودم

من ناشكرم؟؟؟نه به خدا خيلي شكر ميكنم ولي اين حالم يعني ناشكري؟نه من خسته ام روحم اسيب ديده تفريح ندارم دوستي ندارم همه از من زده شدن حال خرابم و به مسخره ميگيرن. خوش به حال اونايي كه ميخندن

برچسب: نویسنده: هلیا فراهانی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 16:54

صفحه بندی