خرید بک لینک

در حال خونه تكوني هستم. اتاق دخترك مرتب شده و كابينتها رو تميز ميكنم ديروز خونه توو وضعيت قرمز قرار داشت. يعني نميشد يه جا پا بذاري و سالم باشه.يكم بهم ريخته بود كه به كمك اين وروجك كاملا منفجر شد.خدا رو شكر اذيت نكرد ولي همه جا رو بهم ريخت. چهارتا كيسه از يه وجب اتاق ريختم دور.اصلا نميدونم اينا كجا بودن.كارگرها ١٤ اسفند ميان. امسال گفتم دو نفر بيان كه خونه زود جمع و جور بشه و به خودم برسم.روي مبل و دادم عوض كنن كه امروز اماده ميشه و فرشا رو دادم بشورن كه نميدونم كي بيارن ،خاك گلدونها رو عوض كرديم و گلدونهاي رنگي و نو خريديم و گلها دارن سيز ميشن.انشالله تا شنبه خونه مرتب ميشه. امروز دخترك به معني واقعي كلافم كرد هي ميگم مهربون و صبور باشم اما سه ساعت گريه و بهونه گيري ديگه صبري نميذاره برام. الانم مثلا خوابه هر چند دقيقه بيدار ميشه. قرار شده هفته اي يك بار اينجا بنويسم. الان كه ارشيو گذشته رو ميخونم خيلي برام جالبه. ميخوام ادامه داشته باشه كه كودكي اين جوجه رو اينجا مرور كنم

+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 16:30  توسط ماهی |

برچسب: اسفند, نویسنده: هلیا فراهانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 16:27

صفحه بندی